سفری دیگر
ما برگشتیم و مثل همیشه سرشار از انرژی و خاطرههای خوب . همونطور که گفتم چهارشنبه شب رفتیم ایستگاه و حرکت کردیم به سمت مشهد و صبح ساعت 11 رسیدیم و رفتیم هتل کمی استراحت کردیم و رفتیم حرم و من به یاد سال قبل بودم که مهرسام یه پسر چهار ماهه بود توی آغوشی توی بغلمون و امسال یک سال بزرگتر شده بود و دوست داشت خودش بدو بدو کنه و راه بره و چیزای جدید کشف کنه و میشد کاملا گذر زمان رو حس کرد. خلاصه که سفر خوبی بود و مثل همیشه کلی هم خاطره انگیز شد برامون برگشتمون هم هم زمان با شروع ماه محرم بود اینم چند تا از عکسای محرم امسال مهرسام مهرسام کلی کلمه های جدید یاد گرفته و خ...
نویسنده :
سحر
19:06



